مردم، حلقه گمشده رسانههای امروز
روایت مردم؛ رسالت فراموششده رسانه

✍️ احسان عالیخانی چگنی:
نایب رسانه انجمن صنفی روزنامه نگاران اصفهان:
رسانه در دنیای امروز دیگر تنها ابزاری برای انتقال خبر نیست؛ رسانه قلب تپنده جامعه، پل ارتباطی میان مردم و مسئولان و یکی از مهمترین ارکان توسعه هر کشور به شمار میرود. هرچه این پل مستحکمتر و صادقانهتر عمل کند، اعتماد عمومی افزایش یافته و مسیر توسعه نیز هموارتر خواهد شد.
با این حال، واقعیتی که نمیتوان از آن چشم پوشید این است که بخش قابل توجهی از رسانهها سالهاست ناخواسته در قالب تریبون مدیران و مسئولان تعریف شدهاند؛ فضایی که در آن نشستهای خبری، سخنرانیها و وعدههای تکراری، سهم بیشتری از مطالبات واقعی مردم پیدا کرده است. این در حالی است که رسالت اصلی رسانه، بازتاب صدای جامعه و پیگیری دغدغههای مردم است، نه صرفاً انعکاس سخنان مسئولان.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است رسانهها در رویکرد خود بازنگری کنند. خبرنگار باید از پشت میز تحریریه خارج شود، در میان مردم حضور پیدا کند، پای صحبت کارگران، کشاورزان، صنعتگران، کارآفرینان، تولیدکنندگان، جوانان و خانوادهها بنشیند و مسائل، مشکلات و مطالبات آنان را بدون واسطه به گوش مدیران، نمایندگان و تصمیمگیران برساند.
مردم، حلقه گمشده بسیاری از رسانههای امروز هستند؛ همان مردمی که صاحبان اصلی این سرزمیناند و رسانه بدون حضور و صدای آنان، بخشی از هویت و رسالت خود را از دست میدهد. رسانه زمانی میتواند مدعی اثرگذاری باشد که درد مردم را بشناسد، زبان گویای آنان باشد و برای حل مسائل جامعه نقشآفرینی کند.
در کنار مطالبهگری، رسانه وظیفه مهم دیگری نیز بر عهده دارد؛ معرفی فرصتها و ظرفیتهای کشور. ایران سرشار از توانمندیهایی است که کمتر دیده شدهاند؛ از صنایع و واحدهای تولیدی گرفته تا شرکتهای دانشبنیان، کارآفرینان، کشاورزان، هنرمندان و فعالان اقتصادی که هر یک میتوانند الگویی برای امیدآفرینی و توسعه باشند. رسانه باید این ظرفیتها را کشف کند، روایت کند و به جامعه معرفی کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری اقتصاد کشور به روایتهای امیدبخش نیاز دارد. معرفی یک واحد تولیدی موفق، یک ایده نوآورانه، یک صنعت پیشرو یا یک کارآفرین خلاق، تنها انتشار یک خبر نیست؛ بلکه میتواند الهامبخش جوانان، سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی باشد و جریان تازهای از امید و حرکت را در جامعه ایجاد کند.
رسانه باید از خبر صرف عبور کند و به کنشگری اجتماعی برسد؛ کنشگریای که در آن هم مطالبهگر باشد، هم امیدآفرین، هم ناظر عملکرد مسئولان و هم معرفیکننده ظرفیتهای مغفولمانده کشور. این همان نقشی است که رسانههای توسعهگرا در سراسر جهان بر عهده گرفتهاند و توانستهاند به موتور محرک پیشرفت تبدیل شوند.
اکنون زمان آن رسیده است که رسانهها بیش از آنکه تریبون مسئولان باشند، صدای مردم شوند؛ بیش از آنکه به بازنشر وعدهها بپردازند، روایتگر واقعیتهای جامعه باشند و بیش از آنکه تنها مشکلات را بازگو کنند، فرصتها، ظرفیتها و راهحلها را نیز به تصویر بکشند.
رسانهای که مردم را در مرکز توجه خود قرار دهد، نهتنها اعتماد عمومی را به دست خواهد آورد، بلکه میتواند به حلقه اتصال میان جامعه، صنعت، اقتصاد و حاکمیت تبدیل شود؛ حلقهای که امروز بیش از هر زمان دیگری کشور به آن نیاز دارد. شاید اکنون بهترین زمان برای آغاز این تغییر رویکرد باشد؛ تغییری که رسانه را از یک بلندگوی رسمی، به آینه تمامنمای مردم و شریک توسعه ایران تبدیل خواهد کرد.



