اجتماعیاستان اصفهان

بازارچی از رؤیای یک خودرو تا ساختن یک کسب‌وکار خانوادگی

بازارچی از رؤیای یک خودرو تا ساختن یک کسب‌وکار خانوادگی

✍️ احسان عالیخانی :

قصه زوجی که یک تصمیم ساده را به فروشگاهی ۳۰۰ متری، ایجاد اشتغال و رؤیای توسعه در شهرهای دیگر تبدیل کردند

گاهی بزرگ‌ترین اتفاق‌های زندگی، از یک تصمیم ساده آغاز می‌شوند؛ تصمیمی که شاید در لحظه چندان بزرگ به نظر نرسد، اما می‌تواند مسیر زندگی یک خانواده را تغییر دهد.

داستان «بازارچی» نیز از همین‌جا آغاز شد؛ از گفت‌وگویی میان مائده بابایی، متولد ۱۳۷۲، و همسرش علی اصغر ضیایی.

مائده بابایی در ابتدای این مسیر از همسرش درخواست خرید یک خودروی چینی را داشت، اما ضیایی پیشنهاد دیگری مطرح کرد؛ اینکه به جای هزینه کردن سرمایه برای خرید خودرو، این پول صرف راه‌اندازی یک فروشگاه شود و از محل سود کسب‌وکار، در آینده خودرویی بهتر خریداری شود.

این پیشنهاد با موافقت مائده همراه شد و همین تصمیم، آغاز داستانی شد که امروز نام «بازارچی» را به یک کسب‌وکار خانوادگی تبدیل کرده است.

قصه از ۶۰ متر آغاز شد

بازارچی فعالیت خود را از یک فروشگاه ۶۰ متری آغاز کرد؛ فروشگاهی کوچک که در ابتدای راه، چند قلم کالا را با حجم بالا و با کمترین حاشیه سود از تولیدی‌ها تهیه می‌کرد و با قیمت مناسب در اختیار مشتریان قرار می‌داد.

فلسفه کار از همان ابتدا ساده بود؛ انصاف در معامله و جلب اعتماد مردم.

بازارچی تلاش کرد به جای آنکه تنها به سود کوتاه‌مدت فکر کند، مشتری را سرمایه اصلی خود بداند. همین نگاه باعث شد مشتریان به‌تدریج بیشتر شوند و فروشگاه کوچک خانوادگی، آرام‌آرام مسیر رشد را طی کند.

تبلیغات، فعالیت در فضای مجازی و استفاده از ظرفیت برخی اپلیکیشن‌ها نیز به این روند سرعت بخشید و بازارچی از یک فروشگاه ۶۰ متری به فضای ۲۰۰ متری رسید.

اما این پایان داستان نبود.

از خیابان فلاطوری تا فروشگاه ۳۰۰ متری

با ادامه مسیر توسعه و پس از واگذاری فروشگاه قبلی در خیابان فلاطوری، بازارچی وارد مرحله تازه‌ای از فعالیت خود شد و امروز در فضایی حدود ۳۰۰ مترمربع به فعالیت ادامه می‌دهد.

فروشگاهی که دیگر تنها یک محل برای خرید و فروش کالا نیست؛ بلکه به یک کسب‌وکار خانوادگی تبدیل شده است.

امروز اعضای خانواده و اقوام در این مجموعه مشغول به کار هستند و بخشی از اشتغال ایجادشده در بازارچی، به نزدیکان و اعضای همین خانواده بازمی‌گردد؛ موضوعی که برای مائده بابایی و همسرش، تنها یک موفقیت اقتصادی نیست، بلکه بخشی از شیرینی مسیر کارآفرینی آنهاست.

از بلور و پلاسکو تا همکاری با برندهای معتبر

بازارچی در مسیر رشد خود فعالیتش را به یک یا دو گروه کالایی محدود نکرده و از حوزه‌هایی مانند بلور، پلاسکو و کالاهای مختلف مورد نیاز خانواده‌ها عبور کرده است.

توسعه فعالیت و استقبال مشتریان باعث شده برندهای مهم نیز برای همکاری با این مجموعه اعلام آمادگی کنند؛ اتفاقی که نشان می‌دهد یک فروشگاه کوچک خانوادگی توانسته در مدت کوتاهی مسیر حرفه‌ای شدن را طی کند.

یکی از نکاتی که برای مشتریان بازارچی همواره اهمیت داشته، قیمت کالاهاست؛ قیمت‌هایی که تلاش شده با رعایت انصاف و حذف حاشیه‌های غیرضروری، برای مصرف‌کننده مناسب باشد.

در واقع، همان رویکردی که بازارچی را در روزهای نخست از یک فروشگاه ۶۰ متری به جلو برد، امروز نیز در مرکز فعالیت آن قرار دارد: قیمت مناسب، تنوع کالا و احترام به مشتری.

بازارچی در فضای مجازی؛ از یک صفحه تا ۶۰ هزار دنبال‌کننده

رشد بازارچی تنها به فضای فیزیکی محدود نمانده است.

بیش از یک سال از راه‌اندازی صفحه فروشگاه در فضای مجازی می‌گذرد و این صفحه با برنامه‌ریزی و تبلیغات انجام‌شده توسط مجید عبداللهی و همسرش، امروز به بیش از ۶۰ هزار دنبال‌کننده رسیده است.

این جامعه مخاطبان، در کنار مشتریان حضوری، بخشی از سرمایه اجتماعی بازارچی را شکل داده‌اند و به مجموعه کمک کرده‌اند ارتباط خود را با مخاطبان و مشتریان گسترده‌تر کند.

مائده بابایی؛ بانوی جوانی که کارآفرینی را انتخاب کرد

در مرکز این داستان، نام مائده بابایی قرار دارد؛ بانوی جوان متولد سال ۱۳۷۲ که تصمیم گرفت سرمایه‌ای را که می‌توانست صرف خرید خودرو شود، وارد مسیر کارآفرینی کند.

مسیر کسب‌وکار همیشه ساده نیست؛ اما مائده بابایی در کنار همسرش، قدم‌به‌قدم این مسیر را طی کرد؛ از یک فروشگاه کوچک تا مجموعه‌ای که امروز برای اعضای خانواده و اطرافیان نیز فرصت اشتغال ایجاد کرده است.

او در این مسیر همچنین از تلاش‌های مجید عبداللهی، مدیر فروش بازارچی قدردانی می‌کند و نقش او را در مدیریت فروش و توسعه فعالیت‌های مجموعه قابل توجه می‌داند.

عبداللهی: نمی‌خواهیم فقط فروشنده باشیم

مجید عبداللهی، مدیر فروش بازارچی، درباره نگاه مجموعه به کسب‌وکار می‌گوید:

«هدف ما این است که فقط فروشنده صرف نباشیم. می‌خواهیم مشتری با رضایت از مجموعه خارج شود و دوباره به ما اعتماد کند.»

او ادامه می‌دهد:

«ابتدا لطف خدا، بعد حمایت مردم، یک کار تیمی قوی و قیمت‌های مناسب، از مهم‌ترین دلایل موفقیت بازارچی بوده است. ما باور داریم اگر تیم در کنار هم حرکت کند و مشتری احساس کند انصاف در معامله وجود دارد، رشد یک مجموعه امکان‌پذیر خواهد بود.»

دریافت مجوز فروشگاه‌های چندمنظوره؛ گام تازه بازارچی

بازارچی برای ادامه مسیر توسعه، موفق به دریافت مجوز فروشگاه‌های چندمنظوره با همکاری اتاق اصناف شده است؛ مجوزی که می‌تواند زمینه فعالیت گسترده‌تر این مجموعه را فراهم کند.

هدف بعدی نیز روشن است؛ توسعه برند بازارچی در نقاط مختلف شهر و در ادامه، ورود به شهرستان‌های دیگر از طریق راه‌اندازی نمایندگی.

این خانواده حالا دیگر به یک فروشگاه ۳۰۰ متری فکر نمی‌کند؛ چشم‌انداز آنها ساخت مجموعه‌ای بزرگ‌تر است که بتواند در نقاط مختلف، همین مدل را توسعه دهد و فرصت‌های شغلی بیشتری ایجاد کند.

قصه بازارچی هنوز ادامه دارد

شاید اگر آن روز مائده بابایی به پیشنهاد همسرش برای تبدیل سرمایه خرید خودرو به سرمایه کسب‌وکار پاسخ مثبت نمی‌داد، امروز داستان بازارچی وجود نداشت.

اما یک «بله» ساده، آغاز مسیری شد که از یک مغازه ۶۰ متری شروع شد؛ با چند قلم کالا، حاشیه سود اندک و اعتماد به مردم.

بعد ۲۰۰ متر شد، سپس به فروشگاه ۳۰۰ متری رسید؛ اعضای خانواده و اقوام به این مجموعه پیوستند، صفحه مجازی آن به بیش از ۶۰ هزار دنبال‌کننده رسید، برندهای معتبر برای همکاری اعلام آمادگی کردند و مجوز فروشگاه‌های چندمنظوره نیز دریافت شد.

حالا بازارچی در آستانه فصل تازه‌ای از زندگی خود قرار دارد؛ فصلی که قرار است از یک فروشگاه خانوادگی به مجموعه‌ای گسترده‌تر با حضور در نقاط مختلف شهر و شهرستان‌ها تبدیل شود.

بازارچی شاید امروز یک فروشگاه ۳۰۰ متری باشد، اما قصه واقعی آن در متراژ خلاصه نمی‌شود؛ قصه بازارچی، روایت یک زوج، یک تصمیم، اعتماد مردم، کار تیمی و باوری است که نشان می‌دهد گاهی برای رسیدن به یک رؤیای بزرگ، کافی است از یک قدم کوچک اما درست شروع کنیم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا