سیاسییادداشتها

از هرمز تا بیروت؛ بازیِ امتیازها در میز مذاکره

از هرمز تا بیروت؛ بازیِ امتیازها در میز مذاکره

✍️ دکتر مهرناز آزاد:
در حالی که چشم‌ها به میز مذاکرات دوخته شده است، اما آنچه در سایه‌ها و لایه‌های زیرین اخبار شنیده می‌شود، بیش از آنکه نوید یک توافق متوازن باشد، پرسش‌هایی جدی را در ذهن افکار عمومی برمی‌انگیزد.
وقتی مرز میان «مذاکره برای صیانت از حق» و «مذاکره برای واگذاری امتیاز» کمرنگ می‌شود، وظیفه ما نه فقط تماشای بازی، بلکه پرسیدنِ سخت‌ترین سوالات است.
یکی از پرتپوش‌ترین و در عین حال مبهم‌ترین بخش‌های گفتگوهای جاری، بازگشت به موضوع مدیریت و حاکمیت در تنگه هرمز است. سوال اصلی اینجاست: آیا
حضور در میز مذاکره برای تثبیت حق حاکمیت ملی بر این آبراه استراتژیک است، یا قرار است تحت فشارِ تهدیدهای امنیتی، از این ابزار قدرتمند دفاع ملی کاسته شود؟ هرگونه کاهشِ نفوذ یا تغییر در معادلات مدیریت تنگه هرمز، نه تنها یک امتیاز تجاری یا سیاسی، بلکه یک عقب‌نشینی راهبردی در حوزه امنیت ملی خواهد بود که هزینه‌اش را نسل‌های آینده خواهند پرداخت.
در کنار تنگه هرمز، پرونده لبنان با ساختاری که در اخبار شنیده می‌شود (مانند تشکیل کمیته‌های سه جانبه)، ابهام دوچندانی ایجاد کرده است. ورود مسائل منطقه‌ای و فرامرزی به میز مذاکرات، می‌تواند باعث شود که ایران ناخواسته نقش «تضمین‌کننده» شرایطی را بپذیرد که صرفاً به سود نظم جدید تحت هدایت واشینگتن است.
آیا قرار است با حل مسئله لبنان، از وزن راهبردی ایران در منطقه کاسته شود؟ ورود به این پیچیدگی‌ها بدون شفافیت کامل، ریسک تبدیل شدن به یک «تامین‌کننده ثبات» به قیمت از دست دادن اقتدار ملی را به همراه دارد.
باید واقع‌بین بود؛ آمریکا در مذاکرات به دنبال «برنده مطلق» است. وقتی صحبت از خرید اجباری محصولات (مانند گندم) با ارز خودمان یا پذیرش سازوکارهای بین‌المللی برای مسائل منطقه‌ای می‌شود، باید پرسید: آیا این‌ها بخش‌های کوچکِ یک معامله بزرگ‌تر برای تسلیمِ تدریجی است؟ امتیازاتی که واشینگتن از این مذاکرات مطالبه می‌کند، فراتر از رفع تحریم‌های
هسته‌ای است؛ آن‌ها به دنبال بازسازی نفوذ خود در قلب ژئوپلیتیک منطقه هستند و این امتیازات، دقیقاً همان نقطاتی است که عزت و استقلال ملی را هدف قرار می‌دهد.

سخن آخر:

مذاکره، هنرِ گرفتن است، نه دادن. تیم مذاکره‌کننده باید بداند که نبض افکار عمومی بر روی «عدم کوتاه آمدن از وعده‌های ملی» می‌زند. هرگونه توافقی که در آن حاکمیت بر تنگه هرمز یا نقش راهبردی در منطقه با ابهام و امتیاز مواجه شود، می‌تواند معنای «مستعمره شدنِ تدریجی» را تداعی کند.

ما خواهان موفقیت تیم مذاکره‌کننده هستیم، اما موفقیت تنها زمانی معنا دارد که خروجیِ آن، «استیفای
حق» باشد، نه «خریدِ صلح با هزینه‌ی عزت». سکوت در برابر ابهامات، خود نوعی موافقت است؛ و امروز، زمانِ پاسخگویی و شفافیت است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا