اجتماعیاستان اصفهاناقتصادیشهریفرهنگییادداشتها

فریاد مردم در مقابل بی‌رحمی سیستم بانکی

فریاد مردم در مقابل بی‌رحمی سیستم بانکی؛ مسئولین، آیا صدای ملت را می‌شنوید؟

✍️ زینب نیک رنگ:
فریاد مردم در مقابل بی‌رحمی سیستم بانکی؛ مسئولین، آیا صدای ملت را می‌شنوید؟

در این روزهای سخت و نفس‌گیر که اقتصاد کشورمان زیر بار سنگین تحریم‌ها، سوءمدیریت‌ها و بحران‌های پی‌درپی کمر خم کرده است، شاهد صحنه‌های تلخی هستیم که وجدان هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. مشاغلی که ستون فقرات اقتصاد این سرزمین بودند، امروز در سکوت و انزوا، نفس‌های آخر خود را می‌کشند. اینترنت، شاهرگ حیاتی بسیاری از کسب‌وکارهای نوین و سنتی، به بهانه‌های واهی و با تصمیماتی شتاب‌زده و ناپخته، قطع و وصل می‌شود و ضربات مهلکی بر پیکره اقتصادی وارد می‌آورد. شرکت‌های مادر، غول‌های اقتصادی که روزگاری مایه فخر و اشتغال‌زایی بودند، امروز مجبور به تعدیل نیرو شده و هزاران خانواده را در آستانه فقر و فلاکت قرار داده‌اند.

اما در این میان، در این گرداب بحران و اضطرار، نهادهایی وجود دارند که گویی در جهانی دیگر زیست می‌کنند؛ جهانی که در آن، منطق اقتصادی، انسانیت و حتی وجدان جمعی جایی ندارد. بله، از سیستم بانکی کشور سخن می‌گوییم. بانک‌هایی که در طول سالیان متمادی، با پول مردم، با زحمت و عرق جبین ملت، به ثروت‌های افسانه‌ای رسیده‌اند و امروز به بنگاه‌های اقتصادی تمام‌عیار تبدیل شده‌اند، در کمال بی‌تفاوتی و بی‌رحمی، در مواجهه با مردمی که خود قربانی شرایط نابسامان اقتصادی هستند، چهره‌ای خشن و طلبکار به خود می‌گیرند.

تماس‌های تلفنی مکرر، تهدید به مسدود کردن حساب‌ها، اشاره به اقدامات قانونی برای ضبط اموال و فشار بر ضامنین؛ این‌ها بخشی از سناریوی تکراری است که هر روز برای هزاران نفر از هموطنانمان رقم می‌خورد. آیا این بانک‌ها فراموش کرده‌اند که چگونه با پول همین مردم، چرخ‌هایشان چرخیده و سودهای کلان به جیب زده‌اند؟ آیا فراموش کرده‌اند که در روزهای شکوفایی، بخش ناچیزی از سود خود را صرف رفع مشکلات واقعی مردم کرده‌اند؟ امروز که کشور در شرایط اضطراری و جنگ اقتصادی قرار دارد، آیا زمان آن نرسیده که اندکی از آن همه سرمایه و قدرت، صرف یاری رساندن به مردمی شود که در تنگنا قرار گرفته‌اند؟

بانک‌ها: بنگاه‌دارانی بی‌ملاحظه یا خادمان ملت؟

اینکه بانک‌ها در کنار فعالیت اصلی خود، به بنگاه‌داری مشغول شده و در صنایع مختلف سرمایه‌گذاری می‌کنند، خود بحثی مفصل و قابل تامل است. اما آنچه امروز بیش از هر چیز مایه تأسف و خشم است، نحوه مواجهه این نهادها با بدهکاران خرد و اقساط معوق است. در حالی که صاحبان مشاغل، کارگران، تولیدکنندگان و اقشار مختلف جامعه، با مشکلات عدیده اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند و توان پرداخت اقساط خود را از دست داده‌اند، بانک‌ها با حوصله‌ای که تنها در پیگیری مطالباتشان معنی پیدا می‌کند، با این افراد برخورد می‌کنند.

این برخوردها نه تنها دردی از مشکلات اقتصادی مردم دوا نمی‌کند، بلکه خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل می‌شود. فشارهای روانی ناشی از تهدید بانک‌ها، می‌تواند افراد را به سمت تصمیمات ناگوار و اقدامات هیجانی سوق دهد. در شرایطی که حتی بزرگترین شرکت‌ها نیز با تعدیل نیرو مواجه هستند، انتظار از یک کارگر یا یک کاسب خرد که بتواند به روال سابق اقساط خود را بپردازد، انتظاری نابجاست. این عدم درک شرایط، نشان از فاصله‌ای عمیق میان مسئولین سیستم بانکی و واقعیت‌های تلخ زندگی مردم دارد.

مسئولین، وجدان بیدار ملت کجاست؟

بارها و بارها شاهد بوده‌ایم که مسئولین مملکتی، در کلام، از دغدغه‌های مردم سخن گفته‌اند و بر لزوم حمایت از اقشار آسیب‌پذیر تأکید کرده‌اند. اما کو عمل؟ کو آن حمایتی که در عمل، گره از کار مردم باز کند؟ امروز، فریاد مردم در برابر بی‌رحمی سیستم بانکی، بلندتر از هر زمان دیگری به گوش می‌رسد. این فریاد، نه از سر طغیان، بلکه از سر استیصال و ناامیدی است.

آیا وقت آن نرسیده که مسئولین ارشد کشور، اعم از رئیس جمهور، وزرای اقتصادی، و مدیران عالی بانک مرکزی، به این وضعیت اسفناک ورود کرده و تدبیری عاجل بیندیشند؟ آیا وظیفه حاکمیت نیست که در چنین شرایط بحرانی، بین مردم و نهادهای قدرتمندی چون بانک‌ها، میانجیگری کند و مانع از پایمال شدن حقوق شهروندان شود؟

مطالبه از مسئولین: مصالحه، نه سرکوب!

ما از مسئولین نظام می‌خواهیم که صدای مردم را بشنوند و با قاطعیت وارد عمل شوند. خواست ما از شما، نه کمک‌های ناچیز و مقطعی، بلکه ایجاد سازوکاری پایدار برای مصالحه بانک‌ها با مردم است. این مصالحه باید بر پایه درک شرایط اضطراری کشور و وضعیت معیشتی اکثریت جامعه شکل گیرد.

۱. تعلیق یا بخشودگی جرائم دیرکرد: در شرایطی که بسیاری از کسب‌وکارها به دلیل عوامل خارج از اراده خود، دچار رکود شده‌اند، دریافت جرائم دیرکرد از بدهکاران، جز تشدید مشکلات، نتیجه‌ای ندارد. لازم است تدبیری اندیشیده شود تا جرائم دیرکرد بخشیده شده یا به صورت قابل توجهی کاهش یابد.

۲. اعطای مهلت‌های زمانی منطقی: به جای تماس‌های مکرر و تهدیدآمیز، باید به بدهکاران مهلت‌های زمانی کافی و منطقی برای پرداخت اقساط داده شود. این مهلت‌ها باید با توجه به شرایط اقتصادی و زمان لازم برای بهبود اوضاع کسب‌وکارها تعیین گردد.

۳. اصلاح رویکرد بانک‌ها: سیستم بانکی باید از حالت یک بنگاه صرفاً سودمحور خارج شده و مسئولیت اجتماعی خود را در قبال جامعه بیش از پیش احساس کند. مدیران بانک‌ها باید آموزش ببینند که چگونه با مشتریان خود، به خصوص در شرایط بحرانی، با حفظ احترام و درک متقابل برخورد کنند.

۴. نظارت جدی بانک مرکزی: بانک مرکزی به عنوان ناظر اصلی سیستم بانکی، باید نظارت دقیق‌تری بر عملکرد بانک‌ها در قبال مشتریان خود داشته باشد و در صورت مشاهده تخلف یا عدم رعایت حقوق مردم، قاطعانه برخورد کند.

۵. تشکیل کمیته‌های حل اختلاف: ایجاد کمیته‌هایی متشکل از نمایندگان مردم، کارشناسان اقتصادی و مدیران بانک‌ها می‌تواند به حل و فصل اختلافات و رسیدن به توافقات دوجانبه کمک کند.

مسئولین محترم، تاریخ گواه خواهد بود بر عملکرد شما در این دوران حساس. آیا با سکوت و بی‌عملی، اجازه خواهید داد که بی‌رحمی سیستم بانکی، کمر ملت را بشکند؟ یا با قاطعیت و تدبیر، صدای مردم را شنیده و راه را برای مصالحه و همدلی هموار خواهید ساخت؟ انتخاب با شماست. اما بدانید که ملت ایران، این بار، فراموش نخواهد کرد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا