
✍️ یادداشت پرنیاعالیخانی چگنی
افزایش قیمت کالاهای اساسی در ایران دیگر به یک نوسان معمولی یا حتی صرفاً یک موج تورمی محدود نیست؛ مسئله اصلی این است که بهای کالاهای ضروری در چرخه روزمره زندگی مردم به چند برابر رسیده و همین امر، ساختار مصرف خانوار را از پایه دگرگون کرده است. وقتی قیمت مرغ، تخممرغ، لبنیات، برنج، روغن و گوشت در فاصلهای کوتاه چند برابر میشود، فشار اقتصادی از سطح «گرانی» عبور میکند و به سطح اختلال در معیشت میرسد.
در اقتصاد خانوار، کالاهای ضروری تنها اقلام خرید نیستند؛ آنها بخش ثابت و تکرارشونده چرخه زندگیاند. یعنی مردم نمیتوانند خریدشان را برای مدت طولانی به تعویق بیندازند یا بهسادگی جایگزین کنند. به همین دلیل، چند برابر شدن قیمت این کالاها اثر ضربهای دارد: ابتدا قدرت خرید را میبلعد، سپس الگوی تغذیه را تغییر میدهد و در نهایت کیفیت زندگی را پایین میآورد.
در چنین شرایطی، تورم فقط یک شاخص آماری نیست. وقتی قیمت یک سبد حداقلی خوراکی در فاصلهای کوتاه جهش میکند، خانوارها ناچار میشوند از اقلام پایه حذف کنند، مصرف را کاهش دهند یا کیفیت خرید خود را پایین بیاورند. این یعنی مردم بهجای آنکه از رشد درآمد بهره ببرند، باید برای بقا در برابر رشد لحظهای قیمتها برنامهریزی کنند.
از منظر اقتصادی، چند برابر شدن قیمت کالاهای ضروری نشانه اختلال در سه بخش است:
1. عرضه و توزیع
2. نظارت و تنظیم بازار
3. مهار انتظارات تورمی
هر زمان این سه بخش از کار بیفتند، میدان برای دلالی، احتکار، و سودجویی باز میشود و هزینه نهایی مستقیماً بر دوش مصرفکننده میافتد. در این میان، آسیبپذیرترین گروهها بیشترین فشار را تحمل میکنند؛ یعنی طبقه متوسط رو به پایین، کارگران، بازنشستگان و خانوادههایی که درآمد ثابت دارند اما هزینههایشان روزبهروز بالا میرود.
نکته مهم این است که چند برابر شدن قیمت کالاهای ضروری فقط یک مشکل اقتصادی نیست؛ نشانهای از فرسایش امنیت معیشتی است. جامعهای که برای نان، لبنیات، پروتئین و روغن باید هر روز نگران قیمت باشد، در واقع در معرض بحران ثبات اقتصادی قرار دارد. در چنین وضعیتی، وظیفه سیاستگذار نه تولید روایت، بلکه بازگرداندن پیشبینیپذیری به زندگی مردم است.
اگر قرار باشد چرخه زندگی مردم هر روز با قیمتهای جدید بازنویسی شود، دیگر از «سبد مصرف» نمیتوان سخن گفت؛ باید از سفرهای سخن گفت که در حال کوچک شدن و حذف تدریجی اقلام ضروری است.



