
یادداشت – کارن عالیخانی چگنی:
میخوام یه چیزی رو خیلی ساده از زبان خودم بگم؛ چیزی که شاید خیلی از بچههای همسنوسال من هم حسش کنن.
گوشی برای ما مثل یه دنیای رنگی و جذابه. وقتی دستم میگیرمش، انگار یه در باز میشه به کلی چیز جدید؛ بازی، آموزش، فیلم، آهنگ… همهچی. اما راستشو بخواین، همین دنیای جذاب گاهی آدمو از دنیای واقعی دور میکنه.
گاهی خودم حس میکنم که خیلی دارم تو گوشی میچرخم؛ همون موقعهایی که مامان یا بابا صدام میکنن و نمیشنوم، یا وقتی مشقام مونده ولی من هنوز تو بازیام. از طرفی، وقتی گوشی کنارمه، تمرکز سخت میشه. یه لحظه میخوام درس بخونم، بعد یکهو میرم سمت پیامها یا بازیها.
اما یه چیز مهم هم یاد گرفتم؛ اینکه گوشی خوبه، به شرطی که خودمون حواسمون بهش باشه. مثلاً من و مامان یه قانون گذاشتیم: قبل از خواب گوشی ممنوع. یا موقع درسخوندن گوشی رو میذارم یه جای دیگه، تا حواسم پرت نشه. وقتی بیرون یا مهمونی هستیم هم سعی میکنم بیشتر با آدمها حرف بزنم تا با گوشی.
راستش، دنیای واقعی خیلی قشنگتره… بازیکردن با دوستام، خندیدن با خانواده، ورزشکردن، حتی کمککردن تو کارای خونه حس بهتری میده. گوشی میتونه یه وسیله خوب باشه، اگه خودش کنترل ما رو به دست نگیره.
این یادداشت رو نوشتم چون خیلی وقتا بزرگترها فکر میکنن ما بچهها فقط دنبال گوشی هستیم، ولی واقعیت اینه که ما هم دلمون میخواد تعادل داشته باشیم. فقط گاهی تو این دنیاهای رنگی گم میشیم و نیاز به یادآوری داریم… از طرف خودمون یا بزرگترها.
من کارن، ۱۲ ساله، قول میدم از گوشی درست استفاده کنم… ولی شما بزرگترا هم یه کم هوامونو داشته باشین.



