بحران تورم غذایی و فشار بر سبد مصرف خانوار
بحران تورم غذایی و فشار بر سبد مصرف خانوار

✍️ زینب نیک رنگ:
در سالهای اخیر، افزایش مداوم هزینه اقلام خوراکی به یکی از ملموسترین نشانههای تورم تبدیل شده است. کالاهای ضروریای مانند برنج، روغن، گوشت قرمز، مرغ و لبنیات که پایه سفره روزمره خانوار ایرانی را تشکیل میدهند، هر روز با نوسان جدیدی در قیمت روبهرو هستند. این نوسانها اغلب یا با مجوز رسمی از سوی مراجع قیمتگذاری صورت میگیرد یا بدون اعلام قبلی توسط بازار، و همین بیثباتی، احساس نااطمینانی اقتصادی را میان مردم تشدید کرده است.
کاهش قدرت خرید، باعث شده بسیاری از خانوادهها برای کنترل هزینههای ماهانه، مصرف کالاهای پرقیمتتر را بهطور محسوس کاهش دهند. بهطور نمونه، لبنیات و گوشت نسبت به گذشته کمتر در سبد غذایی دیده میشود و برنج یا نان به جای پروتئینها و فراوردههای لبنی، تبدیل به پایه اصلی سفره شدهاند. این تغییر، نهفقط تأثیر مالی بلکه اثر مستقیم بر سلامت تغذیهای جامعه نیز دارد.
نبود نظارت مؤثر بر قیمتها
یکی از محورهای اصلی در بحران تورم غذایی، ضعف در کنترل و نظارت مؤثر بر بازار است. بسیاری از اصناف و فروشگاهها با تکیه بر نبود قیمت مصوب واقعی یا تأخیر در اطلاعرسانی، کالاها را با نرخهای متفاوت عرضه میکنند. همین موضوع، رقابت ناسالم را بین خردهفروشان افزایش داده و فاصله قیمتی بین مناطق مختلف شهری و حتی محلهها را به شکل قابل توجهی بالا برده است.
پیامد اجتماعی کوچک شدن سفرهها
کوچک شدن سفره مردم صرفاً یک تعبیر احساسی نیست، بلکه پدیدهای قابل اندازهگیری است: کاهش مصرف غذاهای پروتئینی، افت کیفیت وعدههای غذایی، و حذف بسیاری از اقلام جانبی چون لبنیات از رژیم روزانه. این تغییرات در بلندمدت میتواند بر شاخصهای سلامت عمومی و کیفیت زندگی اثر بگذارد. جامعهای که درگیر تورم غذایی است، بهمرور دچار افزایش نابرابری تغذیهای بین دهکهای درآمدی میشود.



