حمایت یا حیاط خلوت؟ پشت پرده گرانیهای بیپایان خودرو
حمایت یا حیاط خلوت؟ پشت پرده گرانیهای بیپایان خودرو

یادداشت – احسان عالیخانی: بازار خودرو در ایران دیگر بازار نیست؛ قلمرو اختصاصی دو خودروساز است. ایرانخودرو و سایپا سالهاست در فضایی کمرقیب یا بیرقیب فعالیت میکنند و هر بار که تورم، نرخ ارز یا مصوبهای جدید بهانه میشود، اولین واکنش، افزایش قیمت است؛ نه ارتقای کیفیت، نه پاسخگویی، نه اصلاح ساختار.
قیمت بالا میرود؛ کیفیت پایین میآید
محصولاتی که با عنوان «خودرو اقتصادی» به مردم معرفی شدند، امروز در بازار آزاد به ارقامی نزدیک به یک میلیارد تومان رسیدهاند. کوئیک، ساینا و امثال آن، قرار بود خودروی جوانان و طبقه متوسط باشند؛ حالا به رؤیایی دوردست تبدیل شدهاند.
در مقابل این جهشهای قیمتی، چه چیزی نصیب مردم شده است؟
آیا ایمنی به استانداردهای جهانی نزدیک شده؟
آیا کیفیت ساخت ارتقا یافته؟
آیا خدمات پس از فروش رضایتبخشتر شده؟
پاسخ بسیاری از مصرفکنندگان منفی است. شکاف میان قیمت و کیفیت هر روز عمیقتر میشود و مردم بهای ناکارآمدی ساختاری را پرداخت میکنند.
شورای رقابت؛ مُهر تأیید بر گرانی؟
قرار بود شورای رقابت حافظ منافع مصرفکننده در بازارهای انحصاری باشد. اما در عمل، هر بار خروجی جلسات این شورا به افزایش قیمتها ختم شده است. فرمولهای پیچیده و محاسبات تورمی شاید روی کاغذ قابل دفاع باشند، اما در سفره مردم چیزی جز فشار بیشتر باقی نگذاشتهاند.
وقتی بازاری انحصاری است و مصرفکننده انتخاب واقعی ندارد، افزایش قیمت با هر فرمولی، عملاً تحمیل هزینه به مردمی است که حق انتخاب ندارند.
واردات؛ وعدهای که هر بار کمرنگتر میشود
هر زمان که سخن از آزادسازی واردات به میان میآید، امیدی کوتاه در بازار شکل میگیرد؛ اما نتیجه عملی آنچنان محدود، کند و پرهزینه بوده که نتوانسته انحصار را بشکند. در نهایت، دوباره میدان در اختیار همان دو بازیگر اصلی باقی میماند.
سکوت سنگین نهادهای نظارتی
در شرایطی که خودرو برای بسیاری از مردم ابزار کار و منبع درآمد است، انتظار میرود مجلس و دستگاههای نظارتی با جدیت بیشتری وارد میدان شوند.
چرا گزارش شفافی از هزینههای تولید منتشر نمیشود؟
چرا ساختار مدیریتی و بهرهوری این شرکتها مورد ارزیابی عمومی قرار نمیگیرد؟
چرا زیان انباشته و ناکارآمدیها باید از جیب مردم جبران شود؟
مسئله فقط خودرو نیست؛ مسئله امید است
افزایش قیمت خودرو فقط افزایش یک کالا نیست؛ ضربه به امید اجتماعی است. جوانی که در آرزوی اشتغال، ازدواج و تشکیل زندگی است، حالا حتی برای خرید یک خودروی حداقلی باید سالها بدود.
وقتی سادهترین نیازهای زندگی مدرن به کالایی لوکس تبدیل میشود، شکاف طبقاتی عمیقتر و نارضایتی گستردهتر خواهد شد. حسرت، جای امید را میگیرد و این زنگ خطری جدی است.
صنعت حمایت میخواهد یا پاسخگویی؟
سالهاست از «حمایت از تولید داخل» سخن گفته میشود. اما حمایت بدون رقابت و بدون پاسخگویی، به انحصار و رکود کیفیت منجر میشود. صنعتی که در سایه دیوارهای بلند تعرفه و محدودیت رشد کند، انگیزهای برای تحول واقعی نخواهد داشت.
امروز مطالبه مردم روشن است:
شفافیت، رقابت واقعی، ارتقای کیفیت و پایان دادن به چرخه بیپایان افزایش قیمت.
اگر قرار است هزینه حمایت از صنعت پرداخت شود، باید نتیجه آن در کیفیت، ایمنی و رضایت مردم دیده شود؛ نه در تکرار گرانی و تداوم انحصار.



