یلدا، بهانهای برای باهمبودن تا طلوع امید
یلدا، بهانهای برای باهمبودن تا طلوع امید

یادداشت احسان عالیخانی چگنی: شب یلدا، شبِ مکثِ زمان است؛ شبی که تاریکی به اوج میرسد تا نور، قدرتمندتر از همیشه متولد شود. یلدا فقط طولانیترین شب سال نیست، قرارِ دلهاست با هم، وعدهی گرمای انسان در سردترین لحظههای طبیعت.
در یلدا، خانهها بوی خاطره میگیرند؛ بوی انارِ دانهدانه، هندوانهی سرخ و چایِ تازهدم. سفرهها سادهاند اما دلها پُر است. بزرگترها قصه میگویند، کوچکترها گوش میسپارند و میان خندهها، تاریخ و محبت دستبهدست میشود.
یلدا یادمان میآورد که هیچ شبی، هرچقدر هم بلند و تاریک، ماندگار نیست. بعد از هر سیاهی، سپیدهای هست که آرام و بیصدا از راه میرسد. همانطور که خورشید بعد از یلدا جان تازه میگیرد، دل آدمی هم با امید زنده میماند.
فال حافظ، بهانهای است برای شنیدن حرف دل؛ انگار شاعر قرنها پیش نشسته کنارمان و نجوا میکند: صبور باش، روشنایی نزدیک است. یلدا تمرین صبر است، تمرین باهمبودن، تمرین دوست داشتن.
شب یلدا، جشنِ پیروزی نور بر تاریکی است؛ شبی برای یادآوری اینکه تا وقتی کنار هم هستیم، هیچ سرمایی ماندنی نیست.



