وقتی بحرانهای زیستمحیطی به یکدیگر گره میخورند
وقتی بحرانهای زیستمحیطی به یکدیگر گره میخورند

✍️ احسان عالیخانی چگنی:
اصفهان امروز با یک بحران مواجه نیست؛ با زنجیرهای از بحرانها روبهروست که هر کدام، دیگری را تقویت میکند. زایندهرود خشک میشود، سفرههای زیرزمینی افت میکنند، زمین فرونشست میکند، کشاورزی از رونق میافتد، کانونهای گردوغبار گسترش پیدا میکنند، فضای سبز آسیب میبیند و همزمان کیفیت هوا به یکی از جدیترین دغدغههای شهروندان تبدیل میشود.
اینها اتفاقات جدا از هم نیستند؛ قطعات یک پازل واحدند.
وقتی آب سطحی از چرخه طبیعی اصفهان حذف میشود، فشار بر منابع زیرزمینی افزایش پیدا میکند. با افت آبخوانها، زمین توان تحمل خود را از دست میدهد و فرونشست آغاز میشود. خشک شدن تالابها و اراضی و رها شدن زمینهای کشاورزی نیز زمینه شکلگیری کانونهای گردوغبار را فراهم میکند. در نهایت، آنچه از یک بحران آبی آغاز شده، میتواند به بحران اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و حتی امنیتی تبدیل شود.
به همین دلیل، نگاه جزیرهای به مشکلات اصفهان دیگر پاسخگو نیست.
وقتی مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان از ۱۵ عارضه زیستمحیطی در استان سخن میگوید، در واقع باید این هشدار را جدیتر از همیشه شنید. منصور شیشهفروش با اشاره به شرایط زیستمحیطی استان، از شکلگیری بیش از ۲۰۰ نقطه غبارخیز در بستر زایندهرود و اراضی کشاورزی و وجود حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار هکتار کانون بحران سخن گفته است؛ اعدادی که نشان میدهد موضوع دیگر در حد یک نگرانی مقطعی نیست.
بحران آب؛ ریشهای که شاخههای زیادی ساخته است
زایندهرود را نمیتوان تنها یک مسیر انتقال آب دید. این رودخانه بخشی از اکوسیستم منطقه است و استمرار جریان آن با حیات کشاورزی، فضای سبز، تالاب، آبخوانها و حتی کاهش برخی پیامدهای زیستمحیطی ارتباط دارد.
خشکی رودخانه فقط به معنای از دست رفتن یک منظره طبیعی نیست؛ وقتی رودخانه از حرکت میایستد، اقتصاد محلی، کشاورزی، محیط زیست و زیست اجتماعی منطقه نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
از سوی دیگر، برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی، مسئلهای نیست که بتوان آثار آن را در کوتاهمدت جبران کرد. آبخوانی که طی دهها و صدها سال شکل گرفته، با چند سال بارندگی مناسب یا اجرای چند پروژه عمرانی به شرایط گذشته بازنمیگردد. اینجا با سرمایهای طبیعی مواجهیم که مصرف بیضابطه آن، آینده نسلهای بعد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
گردوغبار؛ بحران پنهانی که آرامآرام بزرگ شد
یکی دیگر از پیامدهای خشک شدن منابع آبی و اراضی، افزایش کانونهای گردوغبار است. زمانی که زمین پوشش گیاهی خود را از دست میدهد و رطوبت آن کاهش پیدا میکند، کوچکترین محرک میتواند ذرات خاک را وارد هوا کند.
کاهش شعاع دید، افزایش مشکلات حملونقل و تصادفات جادهای، آسیب به سلامت شهروندان و کاهش کیفیت زندگی، تنها بخشی از هزینههایی است که گردوغبار بر جامعه تحمیل میکند.
بنابراین، مقابله با گردوغبار را نمیتوان صرفاً با برخوردهای مقطعی و عملیاتهای کوتاهمدت دنبال کرد. منشأ بحران باید مدیریت شود، نه فقط پیامد آن.
آلودگی هوا؛ مردم نباید قربانی انتخابهای مدیریتی باشند
موضوع سوخت نیروگاهها نیز در همین زنجیره قابل بررسی است. شیشهفروش حذف مازوت از نیروگاهها را یک مطالبه جدی مردم عنوان کرده است؛ مطالبهای که نمیتوان از کنار آن ساده گذشت.
مردمی که در مجاورت مراکز صنعتی و نیروگاهها زندگی میکنند، حق دارند بدانند هزینه توسعه صنعتی را با چه میزان آلودگی و آسیب محیطزیستی پرداخت میکنند.
توسعه زمانی پایدار است که میان تولید، اشتغال، انرژی و سلامت مردم تعادل برقرار کند. نمیتوان تولید را یک ضرورت دانست اما هزینههای زیستمحیطی آن را به شهروندان واگذار کرد.
مسئولیت اجتماعی صنایع؛ از شعار تا تعهد واقعی
در این میان، مسئولیت اجتماعی صنایع نیز باید از یک عنوان تشریفاتی خارج شود.
صنایع بزرگ اصفهان بخشی از ظرفیت اقتصادی استان هستند و طبیعتاً باید در حل بحرانهای محیطزیستی نیز سهم مشخصی داشته باشند؛ اما این سهم باید شفاف، قابل اندازهگیری و نتیجهمحور باشد.
اگر قرار است منابع مسئولیت اجتماعی برای محیط زیست هزینه شود، مردم باید بدانند این منابع دقیقاً کجا هزینه شده، چه مشکلی را حل کرده و چه میزان از اهداف تعیینشده محقق شده است.
اصفهان به «حکمرانی یکپارچه آب و محیط زیست» نیاز دارد
شاید یکی از مهمترین مشکلات امروز اصفهان این باشد که هر دستگاه، بخشی از مسئله را میبیند؛ در حالی که بحران محیط زیست، مرزهای اداری نمیشناسد.
آب، کشاورزی، صنعت، محیط زیست، شهرسازی، انرژی و مدیریت بحران باید در یک چارچوب واحد دیده شوند. نمیتوان از یک سو درباره فرونشست هشدار داد و از سوی دیگر مصرف آبخوان را بدون اصلاح ادامه داد. نمیتوان از آلودگی هوا گلایه کرد اما درباره منشأهای انتشار، تصمیمهای مقطعی گرفت. نمیتوان از گردوغبار شکایت کرد اما احیای منابع آبی و پوشش گیاهی را به آینده موکول کرد.
مسئله اصفهان بیش از آنکه کمبود طرح و جلسه باشد، کمبود تصمیمهای هماهنگ و اجرای مستمر است.
امروز مردم اصفهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند پاسخ روشن هستند؛ چه کسی مسئول است؟ برنامه چیست؟ زمانبندی کجاست؟ منابع مالی چگونه تأمین میشود؟ و مهمتر از همه، چه زمانی باید نتیجه را در زندگی روزمره مردم دید؟
همانطور که شیشهفروش نیز تأکید کرده، زمان حرفهای تکراری گذشته و مردم منتظر اقدام و عمل هستند.
اصفهان هنوز فرصت نجات دارد؛ اما این فرصت نامحدود نیست.
اگر امروز برای احیای زایندهرود، کنترل برداشت از منابع زیرزمینی، مهار کانونهای گردوغبار، کاهش آلودگی و مقابله با فرونشست تصمیمهای جدی گرفته نشود، هزینههای فردا بسیار سنگینتر خواهد بود؛ هزینهای که فقط دولت یا یک دستگاه پرداخت نمیکند، بلکه تمام جامعه و نسلهای آینده آن را خواهند پرداخت.
اصفهان را نباید فقط با بناهای تاریخیاش تعریف کرد؛
اصفهان، پیش از آنکه یک شهر تاریخی باشد، یک زیستبوم زنده است.
و اگر این زیستبوم از نفس بیفتد، هیچ توسعهای نمیتواند جای خالی آن را پر کند.
اکنون وقت آن است که از مدیریت بحران، به مدیریت پیشگیرانه بحران برسیم؛ از وعده احیا، به برنامه احیا؛ و از جلسه درباره زایندهرود، به جاری شدن دوباره زندگی در آن.



