تولید زیر سایه تأمین مواد اولیه؛ چالش بزرگ ذوبآهن اصفهان
تولید زیر سایه تأمین مواد اولیه؛ چالش بزرگ ذوبآهن اصفهان

✍️ احسان عالیخانی چگنی:
تأمین مواد اولیه امروز به یکی از جدیترین چالشهای صنعت فولاد کشور تبدیل شده است؛ چالشی که برای مجموعهای مانند ذوبآهن اصفهان، با ساختار تولید مبتنی بر کوره بلند، اهمیتی دوچندان دارد. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در تأمین زغالسنگ، افزایش هزینه حملونقل یا دشواری دسترسی به مواد اولیه میتواند مستقیماً بر قیمت تمامشده، استمرار تولید و توان رقابتی شرکت اثر بگذارد.
به گزارش پایگاه خبری تفکر پارسی، مدیرعامل ذوبآهن اصفهان در نشست با اصحاب رسانه با تشریح بخشی از مشکلات این شرکت، صراحتاً از فشار سنگین ناشی از تأمین و انتقال مواد اولیه سخن گفت؛ موضوعی که نشان میدهد مسئله مواد اولیه دیگر صرفاً یک دغدغه اجرایی برای کارخانه نیست، بلکه به یکی از مؤلفههای اصلی اقتصاد تولید در ذوبآهن تبدیل شده است.
مهندس افضلی با اشاره به شرایط زغالسنگ وارداتی اعلام کرد که نزدیک به ۵۵ هزار تن زغالسنگ هندوستان در فرآیند انتقال قرار دارد و هزینه حمل آن نیز به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
این موضوع از یک واقعیت مهم پرده برمیدارد؛ صنعتی که برای استمرار تولید خود به مواد اولیه مستمر و قابل اتکا نیاز دارد، زمانی که با افزایش چندبرابری هزینه حمل مواجه میشود، عملاً بخشی از حاشیه سود خود را پیش از ورود مواد اولیه به کارخانه از دست میدهد.
در چنین شرایطی پرسش اصلی این است که راهکار پایدار کشور برای تأمین مواد اولیه ذوبآهن چیست؟
آیا باید همچنان بخش قابل توجهی از نیاز این صنعت از مسیر واردات و حمل دریایی تأمین شود؟ آیا ظرفیت معادن زغالسنگ داخلی پاسخگوی نیاز ذوبآهن است؟ و اگر ظرفیت داخلی وجود دارد، چرا هنوز تأمین پایدار و اقتصادی مواد اولیه به یکی از دغدغههای اصلی این مجموعه تبدیل شده است؟
این پرسشها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم ذوبآهن اصفهان یکی از صنایع مادر کشور است و استمرار فعالیت آن تنها به سود یک شرکت یا مجموعه اقتصادی محدود نمیشود؛ بلکه زنجیره گستردهای از صنایع، پیمانکاران، حملونقل، اشتغال و پروژههای عمرانی کشور به فعالیت آن وابسته است.
از سوی دیگر، مدیرعامل ذوبآهن در این نشست به افزایش هزینههای حملونقل و مشکلات ناشی از محدودیتهای دریایی و بندری اشاره کرد؛ مسائلی که طی ماههای اخیر فشار بیشتری بر زنجیره تأمین صنایع کشور وارد کرده است.
در چنین شرایطی، تأمین مواد اولیه باید از یک موضوع صرفاً عملیاتی به یک موضوع راهبردی در سیاست صنعتی کشور تبدیل شود.
ذوبآهن اصفهان برای ادامه تولید و توسعه محصولات با ارزش افزوده بالا، نیازمند دسترسی پایدار به زغالسنگ، سنگآهن و سایر مواد اولیه است. نمیتوان از یک واحد تولیدی انتظار داشت همزمان تولید را افزایش دهد، محصولات تخصصی و صادراتمحور تولید کند و در بازارهای داخلی و خارجی رقابت کند، اما زنجیره تأمین مواد اولیه آن همچنان با نوسان، افزایش هزینه و عدم قطعیت مواجه باشد.
یکی از نکات مهم مطرحشده در این نشست، تلاش ذوبآهن برای حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر بود. افزایش ۱۸۷ درصدی تولید ریل نسبت به سال ۱۴۰۳ و توسعه محصولات خاص نشان میدهد که شرکت تلاش دارد از تولید محصولات عمومی فاصله گرفته و سهم بیشتری از بازار محصولات تخصصی را به دست آورد.
اما این مسیر بدون حل مشکل مواد اولیه نمیتواند پایدار باشد.
تولید محصول با ارزش افزوده بالا زمانی برای شرکت اقتصادی خواهد بود که هزینه تمامشده آن کنترل شود. اگر قیمت مواد اولیه، انرژی و حملونقل به شکل مستمر افزایش پیدا کند، حتی تولید محصولات استراتژیک نیز میتواند با فشار حاشیه سود مواجه شود.
از همین رو، به نظر میرسد یکی از مطالبات جدی ذوبآهن اصفهان و سایر صنایع فولادی کشور باید ایجاد یک برنامه مشخص و بلندمدت برای تأمین مواد اولیه باشد؛ برنامهای که در آن سهم معادن داخلی، واردات، حملونقل ریلی و دریایی و حتی سرمایهگذاری مستقیم صنایع در معادن به صورت شفاف مشخص شود.
از سوی دیگر، موضوع استفاده از ضایعات و حرکت به سمت اقتصاد چرخشی نیز میتواند بخشی از این معادله را حل کند. مدیریت ذوبآهن از برنامههایی برای استفاده بیشتر از ضایعات فولادی و کاهش پسماند سخن گفته است؛ اقدامی که در صورت توسعه میتواند هم به کاهش فشار زیستمحیطی و هم به تأمین بخشی از مواد مورد نیاز کمک کند.
نکته مهم دیگر، طرحهای آینده ذوبآهن برای تغییر فرآیند تولید و استفاده ترکیبی از مواد اولیه است. چنین طرحهایی اگر به مرحله اجرا برسند، میتوانند مصرف انرژی را کاهش داده و زمان تولید را نیز کوتاهتر کنند.
با این حال، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: تولید پایدار بدون مواد اولیه پایدار امکانپذیر نیست.
ذوبآهن اصفهان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک زنجیره تأمین مطمئن است؛ زنجیرهای که مواد اولیه را با قیمت منطقی، کیفیت مناسب و زمانبندی مشخص به کارخانه برساند.
از نگاه رسانه، انتظار میرود در ادامه مسیر، مسئولان ذوبآهن به صورت شفافتر درباره میزان نیاز سالانه شرکت به زغالسنگ، سهم تولید داخل از این نیاز، میزان واردات، هزینههای حمل، برنامه تأمین مواد اولیه و چشمانداز خودکفایی یا کاهش وابستگی به واردات توضیح دهند.
این شفافیت میتواند به افکار عمومی و فعالان اقتصادی نشان دهد که چالش مواد اولیه در ذوبآهن دقیقاً در کدام نقطه قرار دارد و چه برنامهای برای عبور از آن طراحی شده است.
در نهایت باید گفت حفظ تولید در ذوبآهن اصفهان فقط به معنای روشن ماندن کورهها نیست؛ حفظ تولید یعنی حفظ اشتغال، زنجیره صنایع پاییندستی، پروژههای عمرانی و بخشی از توان صنعتی کشور.
بنابراین تأمین مواد اولیه ذوبآهن نباید صرفاً دغدغه مدیران این شرکت باشد؛ این موضوع یک مطالبه ملی برای حفظ تولید و صنعت کشور است.



