قرص مسکن به جای درمان؛ اصفهان قربانی سیاست تعطیلیدرمانی
قرص مسکن به جای درمان؛ اصفهان قربانی سیاست تعطیلیدرمانی

یادداشت: زینب نیک رنگ:
اصفهان، شهری که قرنها نماد تمدن، علم، صنعت و فرهنگ ایران بوده، امروز در محاصره هوایی قرار گرفته که نفس را از شهر و شهروندانش ربوده است.
آلودگی هوا برای نصفجهان دیگر پدیدهای گذرا نیست؛ به بحرانی مزمن تبدیل شده که پیامدهای آن، از سلامت عمومی تا اقتصاد، گردشگری و آموزش، در حال بازتعریف سیمای آینده شهر است.
در این میان، آنچه بیش از هر چیز محل نقد و نگرانی است، رویکرد مدیریت بحران توسط متولیان امر است. تصمیماتی که به جای هدفگیری منبع و ریشه آلودگی، سادهترین و دردسترسترین انتخاب را نشانه میروند: تعطیلی مدارس و مراکز علمی. اگر بحران آلودگی هوا بیماری باشد، نسخهای که بارها و بارها برای آن پیچیده میشود تنها یک قرص مسکن است؛ مُسکّنی که شاید درد را برای ساعاتی کاهش دهد، اما به هیچوجه درمانگر بیماری نیست.
تعطیلی مدارس، اگرچه در ظاهر اقدامی برای محافظت از سلامت دانشآموزان تلقی میشود، اما در واقع انتقال پیامدهای بحران به نظام آموزشی است؛ نظامی که خود از مشکلات ساختاری عمیق رنج میبرد. در روزهایی که مدارس باید تعطیل اعلام شوند، بحران دیگری رخ مینماید: نبود زیرساخت کافی برای آموزش غیرحضوری.
دانشآموزان اصفهانی پس از پاندمی کرونا نیز فرصت بازیابی کامل کیفیت آموزشی را نداشتند، و اکنون بار دیگر، به جای آنکه کلاس درس و مدرسه مکانی امن و مستحکم برای یادگیری باشد، به مکانی شکننده و قابل حذف در تقویم رسمی شهر بدل میشود. آموزش غیرحضوری در شرایطی به دانشآموزان تکلیف میشود که:
1. بسیاری از مدارس فاقد سامانههای استاندارد، پایدار و بومی آموزشی هستند،
2. بخش قابل توجهی از خانوادهها به اینترنت پرسرعت و مقرون به صرفه دسترسی ندارند،
3. دانشآموزان و معلمان آموزشهای تخصصی کافی برای مدیریت کلاس آنلاین ندیدهاند،
4. و از همه مهمتر؛ عدالت آموزشی که پیشتر نیز ترکخورده بود، اکنون به مرز فروپاشی نزدیکتر میشود.
تعطیلی، به عنوان ابزار مدیریت بحران، زمانی پذیرفتنی است که در کنار آن گامهای درمانی و اصلاحی نیز برداشته شود. اما وقتی این سیاست، تنها اقدام تکراری و اصلی باشد، به نوعی فرار از مسئولیت تبدیل میشود؛ گویی «مدارس و دانشگاهها» مقصران اصلی آلودگیاند، نه مازوتسوزیها، نه بنگاههای صنعتی فاقد فیلترهای استاندارد، نه خودروهای فرسوده، نه نبود مدیریت یکپارچه زیستمحیطی، و نه تأخیر در اجرای طرحهای کلان کاهش آلایندگی در مقیاس شهری.
آلودگی هوا محصول یک روز و یک عامل نیست؛ نتیجه زنجیرهای از ترکفعلها، تصمیمات تعویقی و سیاستگذاریهای غیرپایدار است. بنابراین نسخه مقابله با آن نمیتواند تعطیلی باشد؛ چراکه تعطیلی، مشکل را پنهان میکند، حل نمیکند.
اگر قرار است از سلامت دانشآموزان صیانت شود، باید ریشه امنیت یادگیری نیز تضمین گردد. نمیتوان کلاس را بست، بدون آنکه جایگزین آن، محیطی باکیفیت و در دسترس فراهم باشد. سلامت بدون آموزش، آیندهای نیمهجان میسازد؛ درست مانند شهری که فقط روزهای آلودهاش تعطیل میشود اما آسمانش هرگز صاف نمیشود.
اصفهان نیازمند درمان است، نه مُسکّن.
و آموزش، نباید قربانی سادهترین راهحل باشد.



