نایبرئیس انجمن صنفی روزنامهنگاران و نویسندگان اصفهان:
صدای خاموش اصحاب قلم در پایتخت فرهنگی ایران

✍️ احسان عالیخانی چگنی نایبرئیس انجمن صنفی روزنامهنگاران و نویسندگان اصفهان
صدای خاموش اصحاب قلم در پایتخت فرهنگی ایران
اصفهان را همگان به عنوان شهر فرهنگ، هنر و اندیشه میشناسند؛ دیاری که قرنهاست اندیشهورزان، نویسندگان و هنرمندانی بزرگ در دامانش پرورش یافتهاند. اما امروز، این پایتخت فرهنگی ایران با واقعیتی تلخ روبهروست: بیتوجهی به نهادهای فرهنگی و صنفی رسانهای؛ نهادهایی که ستونهای آگاهی و آفرینش فکری این سرزمیناند.
انجمن صنفی روزنامهنگاران و نویسندگان اصفهان با بیش از ۲۶۸ عضو فعال از میان روزنامهنگاران، نویسندگان، پژوهشگران و فعالان فرهنگی، سالهاست بیوقفه در مسیر حمایت از حقوق صنفی، ترویج اخلاق حرفهای و پاسداشت شأن قلم گام برمیدارد. با این حال، در کمال تأسف باید گفت این نهاد فرهنگی حتی از ابتداییترین امکانات — یعنی مکانی ثابت برای فعالیت و ارتباط با اعضا – محروم است.
چگونه میتوان از تشکلی که خود بیپناه مانده، انتظار داشت پناهگاه اهل قلم و فرهنگ باشد؟ انجمنی که باید خانه و مأمن روزنامهنگاران و نویسندگان اصفهان باشد، امروز خود بیخانمان است؛ و این نه فقط کمتوجهی، بلکه نوعی بیمهری آشکار نسبت به فرهنگ و آگاهی است.
مسئولان فرهنگی و شهری باید بدانند تشکلهای مطبوعاتی، تنها نهادهای صنفی نیستند؛ آنها نهادهایی اجتماعیاند که میتوانند در حل بحرانهای بزرگ کشور نقشآفرین باشند. از مسائل اقتصادی و معیشتی تا ناهنجاریهای اجتماعی، از ضعف مدیریتی تا شکاف اعتماد عمومی – هیچ راهحلی بدون حضور و مشارکت رسانهها به نتیجه نخواهد رسید. رسانه، آیینهی جامعه است؛ و اگر این آیینه ترک بردارد، تصویر واقعیت نیز در نگاه مردم مخدوش خواهد شد.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، جامعه نیازمند شفافیت، گفتوگو و آگاهی است. نقش خبرنگاران و نویسندگان در روشنگری افکار عمومی حیاتیتر از همیشه است. رسانهها چشم بیدار ملتاند؛ آنان نه در حاشیه، بلکه در متن تصمیمسازی اجتماعی حضور دارند. از همین رو، نادیده گرفتن نهادهای رسانهای، در عمل به معنای تضعیف آگاهی عمومی و خاموش کردن چراغ اندیشه در جامعه است.
متأسفانه در سالهای اخیر، رویکرد برخی دستگاهها و نهادهای تصمیمگیر در اصفهان نشان داده که درک عمیقی از اهمیت و جایگاه رسانهها وجود ندارد. فرهنگ و هنر را نمیتوان با سخنرانی و شعار زنده نگه داشت؛ این عرصه نیازمند برنامهریزی، حمایت و اعتماد است.
نهادهایی چون اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و شورای شهر اصفهان باید با نگاهی واقعبینانهتر به نیازهای اصحاب قلم، زمینهای فراهم کنند تا انجمنهای صنفی فرهنگی بتوانند بیدغدغه، وظیفهی واقعی خود را انجام دهند.
فراموش نکنیم که در بحرانهای بزرگ – از جنگ و تحریم تا بحران آب و محیطزیست – این رسانهها بودهاند که با اطلاعرسانی، نقد و تحلیل، مسیر تصمیمسازی را هموار کردهاند. اگر قلمها خاموش شوند، جامعه بیصدا خواهد ماند، و هیچ پیشرفتی در سایهی سکوت به دست نمیآید.
انجمن صنفی روزنامهنگاران و نویسندگان اصفهان نه در پی امتیاز، که در جستوجوی عدالت فرهنگی و احیای شأن حرفهای اصحاب رسانه است؛ صدای جمعی کسانی که با قلم خود به جنگ نادانی، تبعیض و بیتفاوتی میروند. اما این صدا، امروز نیازمند شنیده شدن است – نیازمند آنکه مسئولان به جای وعده و شعار، گامی عملی در حمایت از «خانهی روزنامهنگاران» بردارند.
در پایان باید گفت: اگر میخواهیم اصفهان همچنان پایتخت فرهنگ ایران باقی بماند، باید به اهل فرهنگ و قلم احترام بگذاریم. حمایت از نهادهای رسانهای، حمایت از آگاهی، گفتوگو و رشد اجتماعی است.
قلم، ریشهی درخت آگاهی است؛ و هر جامعهای که این ریشه را تضعیف کند، دیر یا زود سایهی خویش را از دست خواهد داد.



