اجتماعیاستان اصفهاناستانهااقتصادیدانش و فناوریصنعت و تجارتیادداشتها

فولاد سبز یا فولاد خاکستری؟ / تناقض صنعت و محیط‌زیست در ایران

فولاد سبز یا فولاد خاکستری؟/ تناقض صنعت و محیط‌زیست در ایران

✍️ احسان عالیخانی چگنی:

در روزگاری که جهان به سمت صنعتی‌سازی پایدار و کاهش ردپای کربن حرکت می‌کند، ایران هنوز میان دو راهی توسعه و تخریب سرگردان است. شعار «فولاد سبز» روی تابلوهای کارخانه‌ها نقش بسته، اما در پس این واژه مدرن، دودی خاکستری به آسمان برخاسته که نفس مردم را بریده است.

امروز در بسیاری از بیلبوردها و گزارش‌های رسمی، واژه‌هایی چون «توسعه پایدار»، «مسئولیت اجتماعی» و «صنعت سبز» تکرار می‌شوند، اما وقتی از فضای تبلیغاتی خارج می‌شویم و قدم در پیرامون صنایع فولاد می‌گذاریم، آنچه می‌بینیم چیزی جز بیابان‌های سوخته، آب‌های آلوده و هوای سنگین نیست. این همان جایی است که شعار «فولاد سبز» به واقعیت تلخ «فولاد خاکستری» تبدیل می‌شود.

ایران یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد در خاورمیانه است، اما در عین حال، یکی از پرمصرف‌ترین کشورها از نظر انرژی و آب در تولید هر تُن فولاد نیز محسوب می‌شود. بر اساس برآوردهای کارشناسان، تولید یک تُن فولاد در ایران تا ۱۵ برابر بیشتر از میانگین جهانی آب می‌بلعد. همین واقعیت تلخ نشان می‌دهد که بسیاری از کارخانه‌های ما نه در مسیر سبزشدن، بلکه در سراشیبی تخریب قرار دارند.

نمونه روشن این تناقض را می‌توان در استقرار صنایع فولادی در استان‌های خشک و بی‌آب دید؛ یزد، کرمان، اصفهان و حتی خوزستان، که روزگاری پرآب‌ترین مناطق ایران بودند، امروز زیر فشار برداشت‌های سنگین آب برای صنایع فولاد و پتروشیمی خم شده‌اند. زاینده‌رود خشکیده، تالاب گاوخونی مرده و هوای اصفهان خاکستری‌تر از همیشه است، اما در کنار همین رود خاموش، کارخانه‌ها هنوز به اسم «توسعه سبز» مشغول کارند.

در جهان، مفهوم فولاد سبز یعنی استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، حذف زغال‌سنگ و جایگزینی هیدروژن سبز برای کاهش انتشار دی‌اکسیدکربن. اما در ایران، فولاد سبز گاه فقط به معنای رنگ سبز لوگوی کارخانه است! شرکت‌هایی که با افتخار از «مسئولیت محیط‌زیستی» سخن می‌گویند، هنوز با گاز طبیعی و برق حرارتی تولید می‌کنند و میلیون‌ها تُن کربن به هوا می‌فرستند. این همان چیزی است که متخصصان آن را «ریاکاری سبز» یا Greenwashing می‌نامند — ظاهری پاک برای واقعیتی آلوده.

اما در پس این بحث‌های فنی، چهره انسانی ماجرا را نباید فراموش کرد. کارگران فولاد در شهرهایی چون مبارکه و اهواز، روزشان را در گرمای کوره‌ها و غبار هوا می‌گذرانند. بسیاری از آنان خود و خانواده‌هایشان با بیماری‌های تنفسی و پوستی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نانشان از فولاد است، اما نفسشان در دودی که همان فولاد می‌زاید، می‌گیرد.

در این میان، پروژه‌هایی مانند «فولاد سبز خاورمیانه» می‌توانند نقطه امیدی باشند اگر واقعا بر مبنای فناوری پاک، بازیافت آب و کاهش آلایندگی پیش بروند. اما اگر قرار باشد صرفاً عنوانی زیبا روی سازوکارهای قدیمی چسبانده شود، همان مسیر خاکستری گذشته ادامه خواهد یافت.

اکنون پرسش اصلی این است: آیا ما جرأت تغییر داریم؟
آیا وقت آن نرسیده که توسعه صنعتی را با معیارهای زیست‌محیطی واقعی بسنجیم، نه فقط با آمار تولید و صادرات؟ آینده‌ای که به نام پیشرفت ساخته می‌شود اما نفس نسل بعد را می‌گیرد، هیچ افتخاری ندارد. فولاد سبز واقعی نه در کوره‌های دودزا، بلکه در نگاه مدیریتی نو، در احترام به زمین و در تعهد به جان مردم شکل می‌گیرد.

تا آن روز، هرچند تابلوی کارخانه‌ها سبز باشد، آسمان این سرزمین همچنان خاکستری خواهد ماند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا