
یادداشت – احسان عالیخانی چگنی:
فوتبال سالهاست دیگر فقط یک بازی نیست؛ صنعتی جهانی با گردش مالی نجومی است که باید با عدالت و شفافیت اداره شود، اما واقعیت تلخ این است که هر جا پول و قدرت در کنار هم قرار بگیرند، فساد نیز همانجا لانه میکند. پروندههای متعدد در سطح جهان و حتی ایران نشان میدهد فساد در فوتبال نه یک استثنا، بلکه تبدیل به یک معضل مزمن و ساختاری شده است.
فساد در فوتبال فقط به «تبانی» یا «خرید بازی» خلاصه نمیشود؛ لایههای عمیقتری دارد: نقلوانتقالات مشکوک، قراردادهای پنهان، پولشویی، نفوذ باندهای شرطبندی، رانت مدیریتی و سوءاستفاده سیاسی از باشگاهها. این حجم از زدوبند در نهایت قربانی مشخصی دارد: عدالت ورزشی و اعتماد هواداران.
در بسیاری از کشورها، فوتبال سالهاست به ابزاری برای قدرتنمایی سیاسی یا رانتخواری اقتصادی تبدیل شده است. در ایران نیز فوتبال به جای اینکه براساس اصول حرفهای اداره شود، گرفتار مدیریتهای انتصابی، شبکههای دلالی، فقدان شفافیت مالی و نبود نظارت مؤثر است. عجیب نیست که هر سال میلیاردها تومان بدهی روی دوش باشگاهها تلنبار میشود، اما هیچ مدیری پاسخگو نیست و پروندهها بیسرانجام بایگانی میشوند.
فساد در فوتبال تنها «اقتصاد ورزش» را آلوده نکرده، بلکه اخلاق ورزشی را نیز قربانی کرده است. وقتی جدول لیگ نه در زمین بلکه در اتاقهای پشت پرده تعیین شود، وقتی قرارداد بازیکن بر اساس رابطه بسته شود نه شایستگی، وقتی مربی باج دهد تا روی نیمکت بماند، نتیجهاش فرسایش امید و انگیزه در نسل آینده ورزش خواهد بود.
راهحل چیست؟ بدون تعارف باید گفت فوتبال نیازمند جراحی شفافیت است. این جراحی فقط با شعار ممکن نیست؛ نیازمند اقدامات واقعی است:
شفافسازی مالی باشگاهها، برخورد قانونی با دلالهای غیرمجاز، نظارت حرفهای بر داوری و نقلوانتقالات، ممنوعیت مدیریت سیاسی در فوتبال، و البته حمایت از رسانههای تحقیقی که جرئت افشاگری دارند.
تا زمانی که فساد در فوتبال «عادیسازی» شود و به جای ریشهکنی، فقط درباره آن حرف زده شود؛ نتیجه همین خواهد بود که امروز میبینیم: بیاعتمادی هوادار، بیعدالتی در زمین و سقوط اخلاق ورزشی. فوتبال بدون عدالت، فقط یک نمایش آلوده است؛ نه ورزش.



